مرتضى راوندى
738
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
قاعده و قانون « تعادل » مبادلات و « بهاى عادلانه » را استخراج كردند . تاجر نبايد از اوضاع و احوال و كمى كالا استفاده كند ، و بر قيمت آن چيزى بيفزايد . علاوه بر اين ، كليسا وام دادن پول را براى مصرف ، تحريم كرد ، و مانع برداشت منفعت از سرمايه گرديد . با اينكه كليسا مىگفت : « پول بوجود آورندهء پول نيست » و با رباخوارى مبارزه مىكرد ولى ، در عمل ، سير تاريخ به سوى بورژوازى ، بطلان اين فكر را نشان داد . نه تنها بازرگانان بلكه اصحاب كليسا بر اثر فشار نجبا و بازرگانان و ضروريات اقتصادى ، قبول كردند كه ( در رژيم سرمايهدارى ) پول بوجود آورندهء پول است ، و اصل نهى و تحريم ربح را به دست فراموشى سپردند . با رشد تدريجى بورژوازى ، طبقهء نجبا و اشراف قديم ، بتدريج ، موقعيت اجتماعى و اقتصادى خود را از كف مىدادند . نجبا و اشراف غرب ، مانند نجيبزادگان و اعيان شرق ، اشتغال به فعاليتهاى تجارى و بازرگانى را دون شأن و مقام خود مىشمردند ، و اگر كسى به دادو ستد مىپرداخت ، از سلك نجبا خارج مىشد . در حقيقت اقتصاد فئودالى و اربابى اقتصاد مصرف و خرج و اسراف و تبذير بود ؛ بر خلاف اقتصاد بورژوازى كه مبتنى بر محاسبه و پسانداز بود . نجبا و اشراف با اعمال ماجراجويانه و تظاهرات و خودنماييها و با علاقهاى كه به جوانمردى و خريد آثار ذوقى و هنرى نشان مىدادند ، همواره محتاج كار و پول ديگران بودند ، و از راه تحميل بيگارى و بردگى به رعايا و اخذ قروض فئودالى مانند ديگر طبقات انگل بار سنگينى بر دوش جامعه محسوب مىشدند ؛ در حالىكه طبقهء وسيع كشاورزان و پيشهوران فعاليتهاى ثمربخش اقتصادى و اجتماعى را به عهده داشتند . » « 1 » « در بين اصناف و پيشهوران آن روزگار ، مقررات و نظامات خاصى حكومت مىكرد . اتحاديههاى صنفى گروهبنديهايى بود بسته و محدود ؛ به اين معنى كه افراد غيرمسيحى ، نظير يهوديان ، را در اتحاديه نمىپذيرفتند . از طرفى بين ارباب حرفهها ، حايلها و موانعى وجود داشت ، و سلسله مراتب ظريفى بين استادكاران و همكاران و شاگردان ، حكومت مىكرد و براى رسيدن به مرحلهء استادى ، گذراندن امتحان ضرورى بود . بين استادان حرفهها مساوات برقرار و فعاليتهاى تبليغاتى ممنوع شده بود . بين اعضاى صنف ، معاضدت و همكارى وجود داشت . به كيفيت كالا بيش از كميت اهميت مىدادند و استادكاران بر روى مصنوعات و محصولات خود ، مهر و نشان خاصى مىگذاشتند كه معرف لياقت و استادى كارگر بود ؛ و صنعتگر نوعى هنرمند محسوب مىشد . ولى اين مقررات و نظامات ، با تغيير اوضاع اقتصادى و رشد بورژوازى و استقرار حكومت و فرمانروايى پول ، راه فساد و انحطاط سپرد و در نتيجه ، عصيانها و شورشهاى متعددى بوقوع پيوست . و علاوه بر اين مصائب ، و بلاهاى غيرمنتظرهاى سير تكاملى جوامع غرب را براى مدتى دستخوش ركود ساخت . قحطى ( 1317 - 1315 ميلادى ) طاعون سياه كه جمعيت اروپا را به دو ثلث تقليل داد ، و جنگ صد ساله ( 1453 - 1328 ميلادى ) كه با اغتشاشات اجتماعى همراه بود و به فقر و فلاكت مردم روستانشين منتهى گرديد . ولى اروپاى در حال رشد ، از اين
--> ( 1 ) . تاريخ اقتصادى ، پيشين . ص 26 - 22 ( به اختصار ) .